در انتهای زمان هر روز میبینمت در نگاه عابران

جومونگ ۵ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 28 بهمن 1386 ساعت 5:10 PM

در اخرین لحظه دیدار

به چشمانت نگاه کردم

گفتم بدان اسمان قلبم

با تو یا بی تو بهاری است

همان لبخندی که تو ان را

از من می ربود بر لبانت

زینت بست

و به ارامی از من فاصله گرفتی

بی هیچ کلامی

من خاموش به تو نگاه می کردم

و در دل با خود می گفتم

ای کاش این قامت نحیف

لحظه ای فقط لحظه ای

می اندیشید که

اسمان بهاری یعنی ابر

باران رعد و برق و طوفان

ناگهانی

و این جمله جمله ای

بود بد تر از هر خواهش

برای ما تمنایی بود

برای او بودن