غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پیاده امده بودم پیاده خواهم رفت
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شکست
و سفره ام که تهی بود بسته خواهد شد
همان غریبه که قلک نداشت خواهد رفت
و کودکی که عروسک نداشت خواهد رفت